تبلیغات
شعر و ادب پارسی از دیروز تا به امروز - بعد از این بگذار قلب بیقراری بشکند
شعر و ادب پارسی از دیروز تا به امروز
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 دی 1388 توسط شعر و غزل | نظرات ()

بعد از این بگذار قلب بیقراری بشکند     گل نمی روید چه غم گر شاخساری بشکند؟

باید این آیینه رابرق نگاهی می شکست 
  پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند

گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه ام    صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند

شانه هایم تاب زلفت را ندارد پس مخواه        تخته سنگی زیر پای آبشاری بشکند

کاروان غنچه های سرخ روزی می رسد      قیمت لبهای سرخت روزگاری بشکند