تبلیغات
شعر و ادب پارسی از دیروز تا به امروز - لب خاموش
شعر و ادب پارسی از دیروز تا به امروز
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 آذر 1389 توسط شعر و غزل | نظرات ()

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
فـــردا مرا چو قصــه فراموش می کنی


این در همیشه در صدف روزگار نیست
 
می گویمت ولی توکجــا گوش می کنی


 دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت
 
ای ماه با که دست در آغوش می کنی


در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست
 
هشیار و مست را همه مدهــوش می کنی


 می جوش می زند به دل خم بیـــا ببین
 
یادی اگــــــر ز خون سیاووش می کنی

 

 گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت
 
بهــتر ز گوهری که تو در گوش می کنی


 جام جهــــان ز خون دل عاشقان پر است
 
حرمت نگـــــاه دار اگرش نوش می کنی


سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع
زین داستان که با لب خامــــوش می کنی

با صدای شکیلا بشنوید